Until The Last Moment

می‌نویسم، پس هستم!

Until The Last Moment

می‌نویسم، پس هستم!

Until The Last Moment

بهارِ خودت باش

سه شنبه, ۱۲ بهمن ۱۳۹۵، ۰۶:۴۰ ب.ظ

می‌خوای غصه بخوری بخور. می‌خوای بد باشی بد باش. می‌خوای حوصله نکنی نکن. ناراحت باشی باش. ناراحت کنی بکن. هر چی می‌خوای باش و هر کاری می‌خوای بکن. به درک اصن. ولی لامصب، مهمه بدونی داری چی کار می‌کنی! مهمه بدونی داری چه بلایی سرِ خودت می‌آری! بحث اینه. بحث این نیست که چه دردی کشیدی. چه مشکلاتی پشت سر گذروندی. چیا دیدی، چیا شنیدی، چی خوردی، چی دادی، چی گرفتی... محض رضای خدا هم نه، محض رضای خودت، حالی‌ت باشه چطوری با اینا زمستونو سر می‌کنی. چون همه درد و مشکل و بدبختی دارن. همه خستگی دارن. بی‌حوصلگی دارن. ناراحتی دارن. تنهایی دارن. ترس دارن. درد دارن. کوفت دارن! فقط متوجه باش داری چه بلایی سرِ خودت می‌آری! 


منظورم اینه. هر بلایی سرت اومده، حق نداری جریانو ازین بدتر کنی برای خودت. حق نداری بخاطر چیزایی که پشت سر گذروندی، به خودت اجازه بدی چیز بدتری بشی. حق نداری! بخاطر خودت. نه هیشکیِ دیگه. بقیه هیچی نیستن وقتی تو بلد نیستی با خودت درست تا کنی. وقتی تو بدترین بلاها رو سرِ خودت می‌آری. بدترین دروغ‌ها رو به خودت می‌گی. بدترین رفتارا رو با خودت داری. بخاطر خودتم که شده، مراقب خودت باش. هر چقدم بدی. هر چقدم هر چی هستی. ببین اول و آخرش، بخوای نخوای، خودتی و خودت. فقط خودتو داری. متوجه باش داری باهاش چی کار می‌کنی. چون بقیه هم همین‌جوری باهاتن. 


 مسخره‌ست بهَم می‌گیم تو نمی‌دونی من چی دیدم. چی کشیدم. منم کشیدم. منم دیدم. چون نمی‌گم دلیل نمی‌شه نداشتم. دلیل نمی‌شه نفهمم. پس مسئله مشکل نیست. مسئله نحوه برخوردمون با مشکله. وگرنه همه بلدن غصه بخورن. همه بلدن بد باشن. راست می‌گی بلند شو. هنر داری قوی باش! بمون! ادامه بده! اینا سختن. وگرنه غصه خوردن راحته. یه گوشه نشستن و هیشکاری نکردن، به هر بهونه‌ای، راحته. خودتو گول نزن. وقتی نمی‌تونی خودتو احیا کنی، بیخودی مشکلتو بزرگ نکن. مشکلت هر چی هست، آره، بزرگه. ولی تو بزرگ‌تری! تو بزرگ‌تر باش. 


من خودم آخرِ همین مراقب نبودنم. من خودم آدمِ زمستونم. من یه بهمنی‌ام و بارها گفتم و بازم می‌گم، رو سرِ زندگیِ خودم خراب شدم. ولی می‌خوام سر کنم. من می‌خوام سر کنم، نه بخاطر این که بهار بیاد. بخاطر این که می‌دونم بهار هیچ‌وقت نمی‌آد، جز وقتی که مراقبمم. بخاطر این که بهار یه تمثیله برای نو شدن. برای بهتر شدن. برای قوی موندن. بهارِ خودت باش. بذار این‌جوری زمستونت سر شه. ببین منم مراقبتم، باشه؟ ولی من همیشه نیستم. من بهار نیستم. منم دلم بهار می‌خواد و سر کن زمستونو عزیزم، چون برای منم که برسه تو مراقبمی. تو این دنیا همه‌چی برمی‌گرده بهت. پس...


عزیز دلم، مراقب خودت باش.


۹۵/۱۱/۱۲
Lullaby