Until The Last Moment

می‌نویسم، پس هستم!

Until The Last Moment

می‌نویسم، پس هستم!

Until The Last Moment

شجاع‌دل

جمعه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۴، ۱۲:۲۷ ق.ظ


 

من شمس را دیدم، عجب شمسی - قمرگون بود!

هر دور ِ من باطل که شد، حالم دگرگون بود..

این‌شمس من، "تب‌خیز" بود انگار و از هر چه

آدم، پری، حیوان، ملک، جن، غیره بیرون بود!

« من صادقم، من را هدایت می‌کنید آقا؟»

لبخند او اما چرا انکار ِ بی‌چون بود؟

گفتم:« شما مرشد، منم که مارگاریتا!»

 ابرو به‌بالا داد و حس کردم که مظنون بود..

گفتم:« مرا در بند گیرید و به‌شلاقم!»

- آن‌کس که در بندی گرفته که فریدون بود!

من، من نبودم.. پس که بودم؟ من نمی‌دانم!

من با رفیق ِ بی‌پدر.. تأثیر افیون بود؟!

حالی به‌حالی می‌شدم در نغمه‌ی آبی

که مثل ماری، چرخ می‌زد.. وااای! افسون بود..

من حتم دارم چشمه‌ای بود از بهشت ِ او

در زندگی، فردوس و دوزخ، حکم ِ اکنون بود

دنبال مرشد رفتم و گفتم:« چرا رفتی؟!»

« من بی‌قرارم..»، با صدایی چون همایون بود!

او برنگشته، گفت:« حاضر نیستی دختر..

دل را شجاعت دِه.» همین‌تنها یه‌قانون بود..


+ شعر براساس یه‌تجربه سروده شده.. گرچه من شیطنت‌هایی هم واردش کردم ولی اصل مطلبـو رسوندم.. نظراتتون واقعاً برام مهمه. 

۹۴/۱۲/۱۴ موافقین ۳ مخالفین ۰
Lullaby

نظرات  (۷)

۱۴ اسفند ۹۴ ، ۰۰:۳۲ محمد فائزی فرد
خیلی خوب بود.
دم شام گرم.
نمی دونم کی از شما شعر خوندم باز، ولی این جدا شعر خیلی خوبی بود.
و اینکه خوش به حالتون که شمستون رو یافتید. دی:

پاسخ:

مرسی آقا.. دم شما گرم که خوندین.

آخرین بار واسه تولد لایت و یه‌بارم تو گروه مشاعره‌مون یه‌شعر دست و پا شکسته گذاشتم. :دی فک کنم نسبت به‌اونا پیشرفت داشتم. 
نه آقا! نیافتم! تو خوابم دیدمش! :| :)) 
۱۴ اسفند ۹۴ ، ۱۳:۲۸ مهدی سیاهکالی
خیلی عالی بود. احسنت.
عجب شمسی - قمرگون بود! عالی بود این تضاد، خیلی عالی.
من صادقم، من را هدایت می کنید آقا؟ 
کلاً تلمیح هاتون خیلی خوب بود.
پاسخ:

ممنون از شما. با توجه به‌بازخوردا، بعضی تلمیح‌ها خیلی آشکار بودن. ولی بعضیا کمی گنگ بودن انگاری. به‌هر حال خوشحال شدم که شما لذت بردین. :)
۱۶ اسفند ۹۴ ، ۲۱:۱۰ الـ ه ـام .ع
شعر خودتون بود!؟
پاسخ:

آره دیگه. 
سلام.

فقط میگم دست مریزاد. چقدر روون بود.
و چقدر خوووب.

و در محدوده کامنت بیشتر حرف زدنم نمیاد. :|

هر دور من باطل که شد، حالم دگرگون بود...

واقعاً ایول.
پاسخ:

عه رضا! چقد دلم می‌خواس بخونی اینو اتفاقاً! دلم می‌خواس نظرتو بدونم.. خدا تو رو فرستاد! :دی

غیرکامنتی مزاحمت می‌شم پس. :-"

مرسی. :گل:
۱۸ اسفند ۹۴ ، ۱۹:۵۶ مهدی سیاهکالی
راستی، جسارتاً با افتخار توی وبلاگم لینک کردم تون. 
پاسخ:

عه، منم می‌خواستم لینکتون کنم. شما سریع‌ترین. :دی باعث افتخار ِ منه اتفاقاً، لطفتونه. :)
اتفاقی از وب سطرهای مسطوره اومدم.
چند تا پست رو ناقص خواندم چیزی نفهمیدم.
شاید بعدا بفهمم. بعیده البته.
شعرتون رو هم کامل نخوندم و طبیعیه که نظر ندم. البته وزن بعضی هاش غلط بود. ولی همین که شعر می گید خودش یه فضیلت نسبیه که می تونه مطلق بشه.
رسم الخط نوشتاری تون هم از اوناییه که امثال منو قلقلک می ده و خوشم نمیاد. ولی صلاح وب خویش کولیان دانند.

پاسخ:

آره، حق دارین. کلاً کسایی این‌وبلاگو می‌خونن که یه‌شناخت نسبی دارن از من یا شناخت ِ نسبی رو کسب می‌کنن. وگرنه خیلی نمی‌شه باهاش ارتباط برقرار کرد. :دی

عجیبه.. مطمئنین وزن شعر مشکل داره؟ من هم خودم تقطیع کردم، هم دو تا دوست ِ صاحب‌نظرم گفتن وزنش درسته. کاش اشاره می‌کردین کجاها، بتونم توضیج بدم.

رسم‌الخط هم آره. :)) تازه خوب شده! قدیما سخت‌خوان بود. :دی بازم ممنون از حضورتون. 
۲۵ اسفند ۹۴ ، ۲۳:۲۱ امیرحسین محمودی
خط سیر خوبی داشتی، مشخصاً حرف داشت شعر!
یک جایی شیطنت هست که عیب نداره، ولی حواست باشه از خط شعر بیرون نزنی.. بعضی وقتام احساس کردم برای قافیه بیت رو نوشتی. نمی خوردن کلمات بهم.
"من صادقم من را هدایت می کنید آقا؟"
خیلی لذت بخش بود..

"دل را شجاعت ده همین تنها یه قانون بود"
می تونه عوض بشه و گیرا تر..

خوب بود، لذت بردم و خوشحال شدم:)
پاسخ:

داداشی! :X

چقد دلم می‌خواس تو هم بخونی اینو.. مرسی واقعاً، مرسی.. :اشک-شوق:

آره، متأسفانه از عیبای من همینه؛ که گاهی اول قافیه رو می‌گیرم، بعد براش شعر می‌نویسم. رضا هم بم گف. من فوبیای کم‌آوردن قافیه دارم. :| :دی اون‌بیت آخر هم، مشکل زبانی داش.. :-" سوادم نکشید جایگزین کنم. بازم روش کار می‌کنم.

مرسی داداشی.. اگه بدونی.. اگه بدونی چقد خوشالم کردی.. اگه بدونی.. :) :بغل-کردن:



ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی