Until The Last Moment

می‌نویسم، پس هستم!

Until The Last Moment

می‌نویسم، پس هستم!

Until The Last Moment

یدونه تِست سبزیجات لدفن، با نیشخندِ اضافه!

چهارشنبه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۳، ۰۹:۱۴ ب.ظ


هـــوم؛ عرضم به‌حضور عنبر و انور و ا.. بی‌فرهنگا، من همیشه با ادب بودم!  آرره؛ جونم براتون بگه که در جهت بازگشت ِ پُرافتخار روحیّه‌‌ام، گفتم دورهمی به‌سبک "تهی"، نخورده مست‌شیم؛ چرا که نیمه‌ی پُر لیوانیم اصلاً! یه‌چن تا سوژه دارم براتون ازین‌هفته‌ی اخیر که گفتم بذارم، علاوه‌بر قبلی، کلاً حال و هوامون عوض شه. خلاصه؛ " اینا سوژه‌های منن" :


یک: جاتون خالی؛ شنبه رفتیم کافی‌شاپ. یَک‌کافی‌شاپی بود با دکور گوگولی، ناناز و تیریپ کریسمس مبارک و بابانوئلی- گرچه من بابانوبلی رو ترجیح می‌دم.- که اتّفاقاً فقط نما داش و دکور. مقادیری آهنگ خارجکی ِ داف‌وار ِ مست ِ لایعقل‌کُن در فضا می‌پاشید به‌در و دیوارا. بماند که چه‌جای مستهجنی بود و نرفته، در رفتیم و زدیم بیرون ازش. ینی بوی سیگار، جدای از  " بوی سیگار" بودنش، چشای من یکی رو که می‌سوزونه حقیقتاً و وختی هم زیاد باشه، اصن هویجور عین ابر بهاری ازشون اشک می‌چیکه.


 ما قبل ازین‌که عزممونو جزم کنیم که بزنیم به‌چاک، داشتیم منوی کافی‌شاپـو می‌خوندیم که بنده خیلی شیک و مجلسی و طبیعی خوندم:« تِست ِ سبزیجات.» بعد دیدم یا امام هشتم؛ تِست سبزیجات دیگه چه‌کوفتیه؟! چقد دنیا وَرچُپیده.. که خواهر بزرگ ِ گرامم در حالی‌که ریز ریز می‌خندید، فرمود:« تُست ِ سبزیجات! تُست! این‌قد که تِست زدی!» منم یه‌چن ثانیه عین گاگولا زل زدم بهش؛ "هـــوم، تُست! عـــاررره تُست ِ سبزیجات! " امّا از شما چه‌پنهون، همچنان دارم فک می‌کنم تِست سبزیحات چه‌طور می‌تونه باشه!


دو: دیشب- مث ِ هر شب؛ نه‌خیر، خواب ندیدم که توی کیشم! :| هی می‌گم آهنگ مبتذل گوش ندین! سالار عقیلی گوش بدین! اگه خیلی دیگه منحرفین، یانی گوش کنین! یانی!- خواب دیدم یه‌چیزی اومده، شبیه کنترله. بعد هی که دکمه‌هاشو می‌زنی، رنگ چشات عوض می‌شه!  ینی من موندم عجب خوابام خلّاقن. اینا تو بیداری کجا می‌رن؟ هان؟ من تا حالا باید نوبل می‌گرفتم! پـَ چی! می‌خوام فرار مغزها کنم اصن! من دارم حروم می‌شم! هیشکی منو درک نمی‌کنه خو! 


سه: زبان‌انگلیسی داش واژه‌های درس آخرو- اللهّم صلّی علی محمّد و آل محمّد و عجل فرجهم!- می‌گف. رسید به‌واژه‌ی مقدّس Missionary که یکی از بچّه‌های نمک‌دونمون ورداش گف:« هــا ایی مخصوص ِ لهجه‌ی خودمانِه! می‌شه نِری؟! » خلاصه، اگه کِیس خوبی سراغ دارین، بم بگین که این‌طفل معصوم بدجور در فراق و هجران یارش داره می‌سوزه! نگرانشم همچین! دیگه کنکور و اینا.. درک می‌کنین دیگه!


چار: چیز خاصّی نیس! عدد ِ چارو دوس دارم، خواستم برسه به‌چار! 

۹۳/۱۲/۱۳ موافقین ۰ مخالفین ۰
Lullaby

نظرات  (۵)

سلام بر مادرمان

ینی تف تو این نت ایران تف.

حالا بپردازیم به ادامه نظر

1. والا به نظرم میتونست هر چیزی باشه حتما لازم نیس تُست باشه.

2. یانی عالیه عالی اصن من یکی از مریداشمD: راجع به نوبل هم باید بگم واقعا ازشون نمیگذرم که اینجوری حق مادرمونو خوردن.

3. کاملا میتونم درک کنم جو کلاسو ما ازاین پدیده ها زیاد داریم ولی کِیس مناسب به نظرم فقط حسینه خیلی خوب باهم مچ میشن

در نهایت هم تشکر(خدا کنه این دیگه نپره با این میشه سه بار)
پاسخ:

سلام مرلین ِ مادر. :دی

اِ؟ لابد زد پروند نظرتو، هان؟ :| آخ چقد این‌نت تفه، تف. :|

1. موافقم. =)) آخه تُست ِ سبزیجات دیگه چیه؟! ینی چطوریه؟ مگه سبزی هم تُست می‌کنن؟ :-"

2. یانی عشق اوّل و آخر ِ خواهر بزرگه‌ی منه. :-p مریداش زیادن، زیاد. :دی حقّ ِ مادر! =)) اگه ب من بدن، می‌شم اوّلین نویسنده‌ای که هیچ‌کوفتی رو منتشر نکرده و هیچ‌اثر مکتوب نداره. خلاصه خودم در نوع ِ خودم اثری‌ام! :))

3. عاره عاره؛ ازین‌پدیده‌ها تو هر کلاس هس که جوّ ُ عوض کنن.. حسین! =)) وای حسین! :)) عالی بود اصن. :دی

من از تو تشکّر با این‌استقامتت. ســه‌بار.. :| اینترنت ِ بوقی، یاد بگیر استقامتو. یاد بگیر فقط. :| :دی

ممنون خیلی. :flower:

آره بابا این کافی شاپا زیادن. همین هفته پیش من و خواهرم رفتیم یه جایی حالا اسمشو نمی گم که تو هم نری( خخخخ) از بیرون خیلی تر و تمیز و شیک دیده میشد. ولی توش بوی سیگار آدمو خفه میکرد. نمی دونی اصن کافی شاپ فقط دود بود! دود دود دود! :))) 

خیلی تِست میزنی حالا؟ :( من گذاشتم تستو بعد عید بزنم... الآن خیلی بی خیالم؟

بابا نوبل! =)) نوبلم مث بقیه پارتیه همش. اصن به این جایزه ها اعتباری نیس. جایزه دادن به نظر من خیلی بی معنیه. نویسنده برای جایزه که نمی نویسه. حالا نوبلو میگیم نوبله... این جایزه های داخلی خودشون چقد خرتوخره. بهتر از من میدونی حتما. خلاصه آدم باید نوشته هاش نوبلی باشه اینا اصن مهم نیس.

نه نه سالار عقیلی نه. :| سنتی دوس ندارم. :| مازیار فلاحی. :x

کِیس؟ ریخته بابا... ببرش سر خیابون با همون لهجه‌ ش یه داد بزنه براش ریختن. :-j

چارتم تو حلقم. :| 

+ اگه گفتی من کی ام؟؟ :-"

پاسخ:

اصن تو ناحیه‌ی ما فقط دو تا کافی‌شاپن که همچنان سالم باقی موندن. نمی‌فهمم این‌اداها ینی چی آخه. :ada:

نه باب! مودی؛ یه‌روز حالشو دارم، تست می‌زنم. یه‌وختایی هم در هفته به‌تعداد انگشت‌های دو دست. :دی خیلیا گذاشتن بعد ِ عید؛ منم هنوز پایه رو تموم نکردم. آخرای سومم. تموم که بشه، دیگه اساسی تست می‌زنم. تو عید درسای مهارتی رو می‌زنم، بعد فروردین پایه رو تموم می‌کنم تستشو، اردیبهشت هم کلاً جامع می‌زنم و کنکوری. ببین آدم تا آدم فرق می‌کنه؛ به‌نظر من اولویت‌هاتو تست بزن. اونایی که ضریب سه و چار دارن. بقیّه رَم نزدی نزدی فعلاً. بی‌خیالم نیستی؛ پارسال یه‌دختره‌ای اومده بود مدرسه‌پارسالی که بودم، حقوق فردوسی می‌خوند. می‌گف من کلاً تست نزدم! مگر آزمونای کانون. این‌طوریشم هس؛ آدم تا آدم فرق می‌کنه خلاصه. :دی

موافقم. البته یه‌زمانی فک می‌کردم این‌حرفو اونایی می‌زنن که خودشون جایزه نبردن. :-" ولی فهمیدم نه، همچین منصفانه هم نیس. من نه‌پارسال آلیس مونرو رو می‌شناختم، نه‌امسال مودیانو رو! :| نمی‌خوام بگم بدن؛ من هنوز چیزی ازشون نخوندم. ولی همینه دیگه. خر تو خره کلاً. منم موافق نیستم با جایزه. 

سنّتی دوس نداری؟! :| منم به‌سلیقه‌ها احترام می‌ذارم. :-" ولی یه‌امتحانی بکن. چرا دوس نداری؟ عجیبه. :-? مازیار فلّاحی خوبه ولی. :دی

با اون لهجه‌ش حتماً! =))

ممنان. :-p

+ اوّل که نظرتو دیدم، مرتّب نوشتی و اینا، فک کردم هدیه‌ای. بعد تعجّب کردم؛ آخه هدیه شکلکای یاهو رو استفاده نمی‌کنه. الآنا کمتر کسی یاهویی باقی مونده. :-"

چمدنم. :| عسلی؟ :-" عسل خانووم؟ :-"
چیه خب؟ شاید صاحب کافى شاپ هم کنکور زیست شناسى داره اصن! دى: تست سبزیجات؟ اسم پیدا نمى کنن چرا این ملت؟ :| 

چه جالب مى شد اگه رنگ چشم عوض مى شد! ببین شک نکن اختراع خواهد شد همین امروز فردا..برو بزن به نام خودت. دى: این نویسندگى نون نداره برو تو کار اختراع. دى: 

من که مشهدى بلد نیستم. دى: ولى این انگلیسى رو فقط باید بشینى به کلماتش که شبیه زبون ما هستش بخندى. اون طفل معصوم رو بفرست تو کلاس ما..درستش مى کنیم. دى: یکى هم ما داریم خیلى گله. دى:

چهار هم عدد خوبیه ولى من هفت رو ترجیح میدم..چهار خیلى مثبته. دى: هفت سابقه داره.
پاسخ:

کنکور زیست‌شناسی! :)) واقعنم؛ حق بدن آدم اشتباه بخونه دیگه. تست سبزیجات ینی چی آخه؟ :ada:

اصن خوابم خیلی با حال بود؛ یادمه داش خواهرم بم می‌گف، بعد من باور نکردم. کنترله رو داد به خودم، رفتم جلوی آینه. اوّل زدم ارغوانی شه، بعد زدم یشمی شه، اصن خیلی خوب بود. :)) شبیه انیمه‌ها. :)) عاره اختراع میشه حتماً. راستش من وختی راهنمایی بودم، کلّی ایده داشتم واسه اختراع. اصن قرار بودم مخترع بشم. :دی منتها فهمیدم خیلی سخته، گفتم می‌تونم ازش بنویسم. حالام این‌خواب به‌من ایده‌های جالبی داده.. نون؟ نونو همون وختی گذاشتم کنار که گفتم ادبیّات می‌خوام. نونو خدا می‌ده. :دی

واقعاً واقعاً. :-" من که واسه بعضی کلمه‌ها یه‌رمزی چیزی می‌سازم که یادم بمونه. ولی هر وخ یادم می‌افته، فقط می‌خندم. :-j اِ؟ به به! به به! :-" شمام آره دیگه؟ :-"

چار مثبته؟ :-? هفتم خوبه؛ مقدّسه. خدا هم دوسش داره گویا؛ هی همه چی هفتاییه. :دی از جمله اسم و فامیل من با هم. :)) ( الکی مثلاً از عالم بالام و اینا. :دی )

ممنون خدیجه جان. :flower:

مرگ خانووم، درد خانووم! :| خانووم باباته زنیکه! :(( من خانووم نیستم. :-L

امتحان کردم که خوشم نیومده دیگه. یه جوری ان. دامبولی ان. :-" اصن با موسیقی ایرانی حال نمیکنم. خارجی خوبه. اونم راک. متال. \M/

من واسه رو کم کردن تو هم که شده، می خوام از همین امروز صد تا تست بزنم هر روز. :| بشه هفتگی هفتصد تست. :| بشه ماهانه دو هزار و هشتصد تست. :| برو بمیر ینی. :))

از دستت عصبانی ام دخترک. :| 

پاسخ:

عی بابا، خانوومی که گفتم از رو احترام بود. :-" منم بدم می‌آد بم بگن خانووم. یه‌جوریه. :دی

دامبولی؟! سنّتی؟! :| الآن واقعاً رگ غیرتم زده بیرون. :| چقد غرب‌زده؛ الآن می‌خوای بگی خیلی باکلاسی هان؟ " اصن با موسیقی ایرانی حال نمی‌کنم. " انگار مورانو به‌دنیا اومده، ونکوور بزرگ شده، کمبریج تحصیل کرده. =)) راک خوبه. متال اصلاً. می‌دونی که نمی‌تونی منو متقاعد کنی؛ متال نه! :-"

بزن فرزندم، بزن؛ من باعث افتخارمه که باعث پیشرفتت بشم! =)) دعاتو به جون ِ من بکن. :-p 

باش. چیه؟ اونی‌که من منّتشو بکشم، زاده نشده از مادر! :هارهارهار!:
سلام

چطوری؟


آقا من این یکیو هستم : تِست سبزیجات! اگه جایی بود خبرم کن سفارش بدیم ببینیم چیه. :hammer:

بعدشم اون ایده بسیار خوبیه. خبر بد: سورئاله یه بخشیش. :soot:

بهترین و مفهومی ترین و مهم ترین و بامعناترین قسمت آپ قسمت چار بود. :D

مرسی
پاسخ:


سلام! ببین کی این‌جاس. :پی آره؛ تو خوبی؟


اوهوم! اصن به‌دلم افتاده ته و توشو درآرم؛ بیخودی که به‌ذهن آدم متبادر نمی‌شه! :-" باوشه. :جی


صب کن من نگرفتم اینو! کدوم ایده؟ خبر بد در مورد چیه؟ کدوم ِ بخش ِ چی سوررئاله؟ حقیقتاً تو باغ نیستم؛ واقفم کن. :-"


لایک جمله‌ی آخرت. =))


من مرسی. :دی :گل:

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی